از توانایی های ناشی از غالب بودن نیمکره راست مغزتون آگاهی دارید؟
از تفکر بصری-تجسمی (visual-spatial thinking) چه می دونیند؟

به "انجمن چپ دستان شریف" بپیوندید:


این ترانه زیبا با صدای گرم سهیل نفیسی
اینک بهار و دشت گل
داس نگاه و خرمن شکوفه ها
و آنگاه باد سهمگین ...
دیگر نماند از کاروان گل
جز یاد وهم سبز.
اما ...
ای دخترک آسمان
ای شکوفه سپید
ناز وجودت،
تا دیرگاه توالی انهدام فصول،
پاینده باد.
با درد تیمار می کنی،
رنج تاریخی بیماران همیشه درد را.
دستان مهربانت ای شکوفه سپید
سرشار عاطفه،
چون ساقه های سبز نوازشست.
درود من بر تو که گر نباشی
این خرمن عزیز
بر باد می رود
نسل شکوفه ها
از یاد می رود ...


دبیرستان که بودم با کتاب "پژوهشی در اندیشه های فردوسی" پروفسور آشنا شدم. اون موقع ها که زیاد سر در نمی آوردم٬ ولی یادمه با نگاه سیستمی و نظریه اطلاعاتی٬ بعضی از داستانهای شاهنامه رو تحلیل کرده بود!
پارسال تو کتابفروشی دانشگاه اتفاقی کتاب "زندگی و آثار پروفسور فضل الله رضا" نوشته علی ورهرام (استاد دانشکده برق) رو دیدم. حتمن بخونینش. یک کم بی نظم نوشته شده ولی خیلی خوبه.
امروز هم کتاب "برگ بی برگی"ش رو تو سالن جابر گرفتم. که ظاهرن خاطرات پراکندشه.
دو تا کتاب دیگه هم نوشته: "حدیث آرزومندی" و "مشتاقی و مهجوری "
همه عریان٬
همه خسته.
بغض مرغ حق٬
طنین آوای جغدی شوم٬
و خنده پست کفتارها.
فریاد ...
چرا خسته؟
چرا عریان؟
چرا تنها؟

«دوست میدارم آنرا که روانش خویشتن بربادده است و نه اهل سپاسخواستن است و نه اهل سپاسگزاردن، زیرا که همواره بخشنده است و به دور از پاییدن خویشتن.»
در این بخش کوچک شهر
چه دشوار است سرودی سرکردن
آنگاه که وحشت را آواز میخوانیم
وحشت آنکه من زندهام
وحشت آنکه میمیرم من
خود را در انبوه این همه دیدن
و در میان این لحظههای بیشمار ابدیت
که در آن سکوت و فریاد هست
لحظه پایان آوازم رقم میخورد.

تنها نمان به درد٬
کین درد مشترک٬
هرگز جدا جدا٬
درمان نمی شود.
دشوار زندگی٬
هرگز برای ما٬
بی رزم مشترک٬
آسان نمی شود."
(آلبوم عدد- محسن نامجو- شاعر: ؟!)